سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

646

تاريخ ايران ( فارسى )

اعراب و سائر عشائر متصل حمله آورده و استعدادشان هم از حيث قوه و عده چندين برابر بود . در 14 اوت به يزد رسيديم و در آنجا اتباع و رعاياى انگليس كه تازه بازگشته بودند از آرتش ما استقبال كردند . البته ساير طبقات هم از ما پذيرائى به عمل آوردند . دكتر وائت « 1 » جزو ميسيون مذهبى فورا بيمارستانش را در اختيار من گذاشت و نظير آن را دكتر كار « 2 » در اصفهان با من معمول داشت ، يعنى بيمارستانش را به من واگذاشت ، البته وظيفه‌ام در مقابل اين همه محبت و مهربانى كه از اتباع انگليس نسبت بما شد حق‌شناسى و سپاس گذارى است . حركت به اصفهان 190 ميل ما در اوائل اين فصل اوضاع و احوالى كه پيش از اين آرتش حكم فرما بود از نظر تغييرى كه يك دفعه در حالت نظامى و جنگى روى داد كاملا بيان نموديم . چون فرمانده كل قواى روسى در اصفهان تقاضائى از جنرال قونسول ما نموده و آن مورد قبول واقع شده بود لذا به من تلگراف شد كه با نيروى خودم به او ملحق گردم ، چه مشار اليه مورد تهديد سخت جمع كثيرى از ايل بختيارى واقع شده و بواسطهء كمك نظاميان ترك و صاحب‌منصبان آلمانى با توپهاى صحرائى كه داشتند بر جرئت و جسارت ايل مزبور افزوده شد بود . براى مقابلهء با اين حريف فرمانده مزبور كلنل بيلومستنوف « 3 » قوائى كه در اختيار داشت عبارت بود از ششصد نفر قزاق و دو توپ صحرائى كه در خود اصفهان بود و يكعده نيروى امدادى كه در كاشان و قم متفرق بوده‌اند . اتباع انگليس به اصفهان بازگشته و جماعت زيادى هم از ارامنه‌اى كه در اصفهان سكونت داشته مسلما اگر تركها آن شهرستان را تصرف ميكردند تمام ارامنهء آنجا را قتل‌عام مينمودند . براى همين مسئله من عازم شدم كه همراهى كرده اين پايتخت قديم ايران را از چنگ دشمن نجات دهم . اگر اين اقدام را نكرده بودم اروپائيها و نيز ارامنه شايد از آن ديار به طرف يزد فرار كرده و در بين راه اصفهان و يزد علاوه بر اينكه از دزدان و راهزنان بىرحم صدمات زيادى ميديدند در خود يزد هم بواسطهء كمى خواربار و ما يحتاج

--> ( 1 ) - Dr . Whit ( 2 ) - Dr . Car ( 3 ) - Colonel Bielomestonov